|
|
|
|
|
حدس بزنيد !
بي مقدمه و في البداهه ، حدس بزنيد اين درب ورودي كداميك از دو گزينه ي زير است ؟ ۱- يك مقر نظامي / پادگان / پايگاه ۲- حسنيه ي محل / مسجد / امامزاده * منتظر اظهار نظر همه ي دوستان ، مراجعان محترم اين وبلاگ ، بلاگرهاي عزيز ، صاحبنظران و ... هستم . * از وبلاگهايي كه اين مطلب را لينك خواهند كرد ، پيشاپيش سپاسگزارم . *** جهت رعايت ادب و اصول نگارش ، نظرات و كامنتهاي خود را يكبار كنترل كنيد ، بعد بفرستيد . ***
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده ! |
||
|
|
|
|
|
فردوسي و نامگذاريش در اورميه !
دو تصوير حاضر ، از ورودي بلوار مسمي به « فردوسي » در مسير بهداري اورميه تهيه شده ؛ در تاريخ هاي متفاوت . تصوير تابلوي دست كاري شده ، هنوز هم در تقاطع مذكور خودنمايي كرده و به رهگذران و تماشاچيان دهن كجي مي كند . ظاهراً مديريت شهري و زيباسازي شهر كلان اورميه ، آنقدر تابلوي مربوط را عوض و تعمير و نصب و ... كرده اند كه الآن چند ماهي مي شود فرصت سركشي به آن مسير و رؤيت آن تابلوي خط خطي شده را ندارند . شايد هم دو دل مانده اند كه چه كاري بكنند و ... ! البته نامگذاري ميدان و خيابان و بلوار و كوچه و محله ، در دوره ي متأخر – شايد متأثر از ادبيات انقلاب و ديگر معينه هاي اجتماعي و سياسي روز – در تمامي نقاط كشور از حساسيت بيشتري برخوردار بوده و مختص به استان آذربايجان غربي و شهر اورميه نيست ؛ ليكن در برخي موارد ، موضوع اورميه استثناست و نگرش سياستگذاران بخش فرهنگ و تصميم سازان و مجريان امور خود مشكل ساز مي شود ؛ كه بايد تدابير ديگري انديشيد و از بحران آفريني و ايجاد تشنج و تشتت در بستر جامعه پرهيز نمود . ... در مورد تابلو و نامگذاري مربوط نيز ، ظاهراً بايد به نوع نگرش مسؤولان وقت در انتخاب گزينه ي غير بومي و ... پرداخت ؛ و الا خدا بيامرز « فردوسي » { فقط به عنوان يك شاعر } كه اينقدر مشكل ساز نمي تواندباشد !
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
|
||
|
|
|
|
|
جهت اطلاع مديركل ؛ آنچه در ارشاد مي گذرد !
سالهاي سال است كه چندين نفر از كاركنان مجموعه ي تشكيلاتي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان آذربايجان غربي ، بعنوان موانع جدي بر سر راه رشد و شكوفايي و بالندگي فرهنگ و هنر اين منطقه ي استعداد خيز و هنرمند محور هستند . اين عناصر ، با تظاهر و متوسل شدن به اهرمهاي قانوني ، ليكن با اعمال سلايق شخصي خود ، هر گونه نشاط و فعاليت را از عرصه ي فرهنگ حذف نموده ، هنرمندان و روزنامه نگاران و نويسندگان ، بويژه منتقدان فرهنگ و هنر منطقه و ديگر انديشان آزادنويس را از خود دور ساخته اند تا بتوانند راحت خيانت كنند ؛ ساعات اداري و كاري را به بطالت بگذرانند ؛ كسي از مشكلات و كم كاريها و عيب و ايرادات كاري و رفتاري شان انتقادي نكند و ... ! براي نمونه ، تنها كافيست به تشكلها و انجمنهاي موجود اسمي غيرفعال در مركز استان ( = اورميه ) نظري بيفكنيم . از « خانه ي مطبوعات » گرفته تا « انجمن خبرنگاران » و ديگر هيچ ! تازه وقتي صحبت از دو مورد مذكور ( خانه ي مطبوعات و انجمن خبرنگاران ) پيش مي آيد ، بايد دانست كه از اينها فقط تشكلي غيرفعال و وابسته باقي مانده و فعاليت و همايش و هم انديشي و نشست و غيره در كارشان نيست ؛ الا يكي دو مورد جزئي كه بهانه ي موقعيتي و فصلي داشته و در همان جلسه و نشست اول و دوم ابتر مانده اند . به غير از نمايشگاه كتاب ، نمايشگاههاي عكس و چند مورد جشنواره ي سراسري و منطقه اي و غيره كه بيشتر حالت اداري و كاري دارد و جزو امور اجرايي داخلي اداره كل و وزارت متبوعش است ، يك نفر قدم پيش بگذارد و خبر از وجود انجمنهاي علمي و هنري و شعر و ادب و گفتمان انديشه و نقد كتاب و ... به ما بدهد . همينطور يك نفر پا پيش بگذارد و از كم و كيف دعوتها و مراسم تجليل اهل هنر و بزرگداشت خبرگان و نخبگان و ممتازان فرهنگي و هنري و عالم شعر و شاعري و نويسندگي و روزنامه نگاري گزارشي جامع و مانع ارائه دهد تا براي افكار عمومي و اصحاب قلم و ارباب جرايد روشن گردد كه اداره كلي با ادعاي سه دهه فعاليت فرهنگي و هنري ( كه چندين مورد آن به نمونه ترين اداره كل و برترين روابط عمومي تعريف شده ! ) ، كدام گام مثبت را برداشته در جهت تقويت بنيه هاي فرهنگي و هنري اين استان و يا شناسايي و شناساندن اهل قلم و نويسندگان و شاعران استان به ديگر مناطق و يا نشست و برخاست و گفت و گو با اصحاب انديشه و قلم و يا ... ؟! تنها چيزي كه در اين - نزديك به سه دهه – از اداره كل و تعداد مشخصي از ادارات شهرستانها و نمايندگيهاي ارشاد ديده و شنيده شده ، برخوردهاي سليقه اي و بخشنامه اي بوده و تا بخواهي مانع تراشي و دك و دفع اهل هنر و برچيدن و منحل نمودن انجمنهاي فعال و ايراد تهمت و افترا به ممتازان فرهنگي و هنري . ... مديركل جديد ، محمدباقر كريمي ؛ كه مشابهت اسمي با اولين و پر سابقه ترين مديركل ارشاد ( محمدباقر سپهري ) دارد ؛ و شايد هم به جهات مختلف ، پايايي و پويايي مشابهي نيز مثل ايشان در عرصه ي مديريت اين بخش داشته باشد ؛ بايد متوجه اين مباحث و قضايا باشد و براي برون رفت از اين مسائل كه فرهنگ و هنر منطقه به آن مبتلا گرديده و نيز براي برون برد بخش سازماني و پرسنلي اداره كل و ادارات شهرستانها و بخشها ، فكري ديگر بكند . بارها گفته شده و اين مورد چندين سال است ثابت گرديده كه اكثر قريب به اتفاق كاركنان فرهنگ و ارشاد ، از روحيه ي هنر و ذوق و احساس و انگيزه هاي ترقي فرهنگي و هنري خالي و بي بهره اند . لذا انتظار از كس و كساني كه نه هنرمندند و نه هنر و هنرمند را مي فهمند و درك مي كنند ، انتظاري بيهوده است . ليكن مي شود و مديركل جديد ( كه سابقه ي دور و درازي در مديريت فرهنگي منطقه دارد ) – به نظر مي رسد – كه بتواند در جا به جايي نيروهاي اداري و جايگزين نمودن نيروهاي حداقل فرهنگ دوست و هنرمند صفت ، دست به كاري بزند كارستان . پيشنهادي ارائه نمي شود ؛ شايد تا اين مطلب انتشار عام يابد ، خيلي تغيير و تحولات صورت گرفته باشد ؛ شايد هم بنا بر جبر شرايط و موقعيت حاكم بر آن مجموعه ، تغيير و تحول مؤثري صورت نگيرد ؛ لكن بايد ديد مديركل محمدباقر كريمي چه برخوردي مي كند با بخش « كتاب » و « مطبوعات » . البته موضوع معاونتها نيز حساسيت خود را دارد . گويا اينكه اين معاونت هاست كه بخش عمده اي از مشكلات اداره كل و ادارات شهرستانها را موجب شده اند . به هر تقدير ، انتظار از مديركلي روشنفكر و هنرور همچون محمدباقر كريمي ، در بحث تغيير در مناصب و پستهاي كليدي و مياني اداره كل ، انتظاري بس بجاست و ميزان تغييرات نيز صد در صد پيش بيني ( يا پيشنهاد ) مي شود . البته اين در صورتي است كه نيرويي از بيرون از بدنه ي فعلي ارشاد وارد آن مجموعه نشود ؛ اگر چنين موضوعي پيش بيايد ، وضعيت فرق خواهد كرد و بايد تحليلي ديگر شود و از زواياي ديگري نيز به مسائل پرداخته شود .
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده ! |
||