|
|
|
|
|
توضيح بدل از درد دل : اين روزها گرفتار يك گرفتاري بزرگ شده ام . بقيه اش فعلاً به خودم مربوط است . البته مطمئنم همه ي خوانندگان و مراجعين محترم مرا خواهند بخشيد كه اينگونه متمردانه و با جسارت حرف مي زنم . بايد قبول كنيد كه روح و روانم آنقدر خط خطي شده و دل و سينه ام چنان نازك و نارنجي گرديده كه دچار عارضه ي پوست كلفتي شده ام و چاره اي جز سكوت و اندرون نگري و خودخوري و بيگانگي با جهان و جهانيان ، ندارم . بدين بهانه خواستم از همه ي دوستان ( بلاگرهاي محترم و اس ام اس فرستان عزيز ) معذرت بخواهم و اعتراف كنم كه حال و حوصله ي چيز نوشتن و پاسخگويي و درد دل و ... و ... ندارم . اميدوارم با دعاهاي شما گره عمده ي مشكلات من باز شود تا دلم براي درد دل و زبانم براي گفتن و دستم براي نوشتن و چشمم براي ديدن و گوشم براي شنيدن ، بيش از پيش آماده تر شود . با تشكر مخلص همه ي دلواپسان عزيز علي آرغين |
||
|
|
|
|
|
« سكوت » يا « بايكوت » ؟! حدوداً يكماه از انتشار خبر توقيف و متعاقب آن لغو امتياز هفته نامه ي « صداي اروميه » مي گذرد . اوايل كه خبر توقيف مطرح بود و اميد شايعه مي رفت ، كمترين انتظاري از جامعه ي فرهنگي – مطبوعاتي استان نمي رفت . ولي حالا كه از آن اتفاق ناميمون يكماه گذشته و بر زمين و زمان معلوم گشته كه يك نشريه از خيل نشريات مستقل و غيروابسته لغو امتياز گرديده ، جاي بسي تعجب و سؤال و تأسف است كه در هيچيك از نشريات محلي ( به غير از يك يا دو مورد جزئي و در حد استناد به گزارش خبرگزاريها و نيز نقل و نقد همين نشريه ) ، خبر و تحليلي در اين باره مشاهده نمي شود . البته در اين كه اكثر قريب به اتفاق نشريات محلي ، علي الخصوص در سطح استان آذربايجان غربي ، يا از همديگر خبر ندارند و يا برايشان زياد مهم نيست كه در دور و برشان چه مي گذرد و چه بلايي بر سر همنوعان و همكاران ( همصنفان رسانه اي ) مي آيد ؛ ليكن باز چشم ياري و همدردي بود از مدعيان امور مطبوعاتي استان ، تا لااقل من باب اعلام مواضع بي طرفانه هم كه شده ، به شيوه اي پسنديده ، به انتشار خبر « لغو امتياز » رضايت مي دادند ؛ حالا نقد و تحليل موضوع و اعلام حمايت و اعتراض و ... پيشكش ! هر چند از زبان يكي از سردبيران يك نشريه ي ديگر [ كه شايد در تيررس سانسور و حذف و ... باشد ؛ مثل صداي اروميه ] شنيدم كه پس از خبر لغو امتياز صداي اروميه از سوي مراكزي تماس گرفته اند و راه انتشار هر نوع خبر و گزارش از موضوع صداي اروميه را سد كرده اند ، در عين حال ، « سكوت » نشريات منتشره در سطح استان و شهرستان اورميه خودش جاي سؤال است . بايد بسيار تأسف خورد بر اوضاع و احوال رسانه اي و مطبوعاتي ما كه وقتي صحبت از « آگهي دولتي » و « جلسات و مراسم بزرگداشت » و « روز خبرنگار » و ... هست ، اكثراً سينه جلو مي دهند و از خدمات فرهنگي و سوابق مطبوعاتي خود و خاندان گذشته آمار و ارقام نجومي ارائه مي دهند ، ولي در مواجهه با ضايعه ي بزرگي مثل « حذف يك نشريه » از گردونه ي بازي و رقابت، ابداً به روي بزرگوار خود نمي آورند و دم نمي زنند ! چون هدف نگارش يك پيام كوتاه اضطراري بود ، فعلاً از جريان يابي و آسيب شناسي برخوردهاي بي منطق و عجولانه با نشريات محلي مي گذرم و تنها توجه و عنايت مدعيان مسؤوليت در حوزه ي فرهنگ و هنر را به اين موضوع جلب مي كنم كه اگر خواهان جامعه اي پويا و فرهنگ مدار هستند ، سعي نمايند خلاءهاي موجود در ارتباطات رسانه اي را پر كرده و گره از مشكلات مادي و معنوي چندين ساله ي مطبوعات استان باز كنند . اگر افتخار مديريت ارشاد استان در دوران تصدي گري خويش بر بخش عظيم فرهنگ و هنر اين باشد كه توانسته است به جاي پيگيري مطالبات صنفي و رفع معضلات حاكم بر فضاي كاري و گروهي نشريات استان ، به چند تا نشريه ي نقاد و مستقل و زبانگوي خواستها و مطالبات مردمي گير بدهد و سرانجام كار را به توقيف و لغو امتياز سوق دهد ، بايد ضمن اظهار تإسف از چنين اقدامي ، به حال و روز اوضاع حاكم بر مطبوعات و رسانه هاي عملگرا و آزادانديش افسوس خورد . هر چند جاي سؤال نيز هست كه چرا اينگونه اقدامات تلافي جويانه و اقدامات ناشيگرانه منتهي به حذف و سانسور رسانه هاي مكتوب و مسدود نمودن منافذ اطلاع رساني و فرصتهاي ارتباطي افكار عمومي، در دوره اي چهره مي نمايانند كه همه ي اركان نظام ، مسؤولان جزء منطقه اي را به ايجاد وحدت در بين مردم و پرهيز از تفرقه و تشديد اختلافات زباني و قومي و ملي مي كنند ؟! اين سخنان را از آن باب آوردم كه خود را يك فعال رسانه اي و مطبوعاتي [ و البته مستند به سوابق قابل اثبات ، يك روزنامه نگار بي ادعا و بي مزد و منت ] مي دانم و مي خواهم بدين وسيله ، نه از منظر يك عضو هيئت تحريريه ي نشريه ي وزين و لغو امتياز شده مثل « صداي اروميه » ، بلكه از ديدگاه يك همكار و مدعي فعاليت در امور فرهنگي و مطبوعاتي ، گلايه اي كرده باشم شايد به گوش « بي دردان خوش نشين » برسد و در اتفاقات آتي ، اگر خداي نكرده همكار و همصنفي ، بنا به مصلحتهاي حكومتي و اعمال استبداد رسانه اي و يا با هر بهانه و انگ و تهمت و اقدامات فراقانوني و تذكرنامه هاي مديركلي و ... از بين ما رفت ، خود را « تافته ي جدا بافته » تلقي نكنيم و به انگيزه ي اقدام رسانه اي و تعهد خبررساني هم كه شده ، خبر و گزارشي از رخدادهاي فرهنگي و مطبوعاتي منطقه منتشر كنيم تا سياه روي شود هر كه در او غشي است . ! هرگونه برداشت و كپي ، به قصد انتشار ، ممنوع .
|
||
|
|
|
|
|
فدايي هميشه ي تاريخ سلام ، اي شكوهمند زيبا سلام ، اي مرغ هميشه مست ! از آن روزي كه تولد يافته اي سياه بخت و ناميمون بوده اي . گويي تو را هيچ مادري نزاد آري ؛ تو ، مادر مرده ي آواره اي تو ، آن بي پدر بي هويتي و گرنه ، تو را با قفس چه نسبت !؟ آوارگي و درماندگي بي نصيبي از ياري ياران تويي تو را بر باد داد . ....... آلت دست سياست شدي قفل درهاي مبهم زمان ، طعمه ي گرگان هوس ، خار چشم سردمداران استبداد ، شدي . تو ؛ فراموش شده تر از فراموش شدگاني تو ؛ محصورتر از محصور شدگاني . اسب خوش ركاب بي خردان ، مرداب پوسيده ي هميشه ي تاريخ ، پرده دار خرگاه ظلم ، كلاهخود نيزه داران جهل ، تويي ! ........ آري ، آخرين عابر كوچه هاي شب ، اولين فدايي جبهه هاي فخر تويي ؛ اي آزادي ! |
||
|
|
|
|
|
مستقل بينديشيم ، صنفي عمل كنيم دومين نشست بلاگرهاي استان ، بنا به دعوت عمومي اينترنتي ، عصر امروز ( سه شنبه 2 مرداد 1386 ) ، از ساعت 18 الي 20 ، در محل « خانه ي تشكلهاي غيردولتي اروميه » تشكيل شد . به دليل فراواني صاحبنظران ، اينبار فقط به جمعبندي نظرات و چند حاشيه مي پردازم . مخاطبان محترم اين وبلاگ ، مي توانند خبرها و تحليلهاي تكميلي را با گردش در وبلاگهاي اروميه اي و تعدادي از پيوندهاي معرفي شده در همين وبلاگ دنبال كنند . الف) برآيند جلسه ي قبل ( نشست اول ) : - در وبلاگها ، منابع خبري مشخص شود - با آبروي افراد بازي نشود - كامنت گذاريها ، مرتب و منضبط و اخلاقي باشد - بروز شدن ؛ حداقل هفته اي دو بار - پوشش دادن اخبار استان ، حفظ منافع عمومي - روحيه ي اعتدال رعايت شود ( اصل قسط و عدل ) - وبلاگهاي پرمخاطب ، انتقال تجربه كنند - قبول اشتباهات ، تشكر از منتقدان و نظرات مستند - حفظ فضاي موجود { مشكلات هست ؛ فعلاً بي خيال فيلترينگ } - فارغ از مسائل جناحي و ... ، به « خدمت به مردم = افكار عمومي » بينديشيم - وبلاگها شناسنامه دار و مستند شوند - ... ب ) ماحصل اين جلسه ( دستور كار : متشكل سازي وبلاگها ) ؛ نظرات و راهكارهاي مربوط : - صنفي شدن بلاگرها و انسجام بخشي به وبلاگها ، با اكثريت قاطع رأي آورد ( ايجاد كميته ي وبلاگ نويسان استان در چهارچوب اساسنامه اي و فعاليتهاي « جمعيت ايران امروز » ) - براي نيل به اين مهم ، پنج نفر تعيين شدند جهت تدوين و پيشنويس « آييننامه ي وبلاگنويسان » - نشريات مكتوب را با عالم مجازي ( نشر الكترونيك ) قياس نكنيم - جهت رفع ابهام از چيستي صنف ؛ بايد مرحله ي « تعاريف و اهداف » را بازتر كنيم - هدف از تشكل ، تعريف ارتباط موجود مابين بلاگرهاست - بودن صنف ؛ از نبودنش ، بهتر - صنف بايد پويا باشد ؛ نه مثل ديگر صنوف و انجمنهاي مطبوعاتي و ... معلق و تعطيل ! - بايد در تنظيم آييننامه ، شرط و شروط ( حساسيتهاي كاري و حقوقي ) مدنظر قرار گيرد - در تمامي مراحل ، رعايت اخلاقيات لازم است - هيچ حركت اجتماعي ، بدون تشكل و صنف معني ندارد - بخواهيم و نخواهيم ، ... (!!؟؟) از همه چيز ما ، نوشتارهاي ما ، جلسات ما و ... باخبرند - پنهان كاري تا كي ؟! ؛ شناسنامه دار باشيم و صنفي عمل كنيم - خبرنگار ( # بلاگر ) ، بايد فارغ از گرايشات سياسي ، استقلال شخصيتي و كاري داشته باشد ! - ملاك حفظ و رعايت « حقوق بشر » است ؛ دين و مسلك از فرعيات است - ... ج ) حاشيه ها : ( فقط به نظر من ) - چندين بار از « توقيف نشريه ي صداي اروميه » بحث پيش آمد و اكثريت حضار اظهار تأسف كردند و قول اعلام حمايت بصورت صدور بيانيه و ... - معلوم شد وب سايت « آينا نيوز » از سوي عده اي تحت فشار قرار گرفته و همين امروز با وثيقه ي ... ميليوني از دادگاه خلاص شده ( به جهت درج و انتشار خبري از رانتخواري و پيدايش شهرام جزايريهاي استاني ) - رأي گيري جهت « بودن » يا « نبودن » صنف ، همزمان با پذيرايي ، شيرين تر و ديدني تر بود ! - خانم شهره شيرزاد كه قبلاً هم بود ؛ ولي حضور ديگر عضو شورا ( آقاي حضرت پور ) ، جلسه را نيمه رسمي كرده بود ؛ ليكن سخنان و اعلام مواضع وي ، رسانه اي ترش كرد و خودماني . - هنوز 17 مرداد نشده ، چند بار هم از آن روز پرشكوه ياد كرده شد ؛ و اين براي استاني كه با چنين روزي [ هيچوقت مثل ديگر روزهاي تقويمي و مناسبتي ] خوب برخورد نمي كنند ، يك امتياز تواند بود كه لااقل در فكر فعالان رسانه اي ، چنين روزي « زنده و پوياست » . - يا دوربينها فراموش شده بود و يا اينكه بلاگرها به كامنتها و نظرات منتشر شده پس از جلسه ي اول ارزش قائل شده اند ؛ لذا كمتر عكس گرفته شد و بيشتر تمركز يافتيم بر صحبتها و مسائل مطرح در جلسه ي امروز - همانطور كه ورود به اتاق جلسه ، دلچسب و دوست داشتني بود ، خروج از آن نيز با اميد به جلسه و ديداري مجدد ، با لبخندهاي بي ريا پايان يافت - جاي همه ي وبلاگنويسان استاني ( خبردار و بيخبر ) واقعاً ....... ! ! هرگونه برداشت و كپي ، به قصد انتشار ، ممنوع . |
||